20 سپتامبر 2009 2009

تاریخ صدور پیام
20
سپتامبر
2009
میلادی
موضوعات پیام
وضعیت مؤمنین جدید

افراد، بسته به درک روحانی و استعدادات نهفتۀ خود، بعد از مطالعۀ امر مبارک واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. بعضی که به معتقدات خود قانع و خرسندند ممکن است آن را رد کرده و حتّی، اگر گرفتار تعصّبات باشند، به دشمنی برخیزند. گروهی آن را یک پدیدۀ اجتماعی و در خور ستایش می‌یابند. عدّه‌ای دیگر، برخی از احکام و اصول بهایی را پذیرفته و با طیب خاطر برای رسیدن به هدف‌های مشترک با بهاییان هم‌کاری می‌نمایند. گروهی هم هستند که آن را امری از جانب خدا دانسته به آن ایمان می‌آورند و در این میان نفوسی هستند که مجذوب این پیام آسمانی شده لبیک گویان حاضرند وقت، راحت و آسایش، مال و منال، بل جان خود را فدای پیشرفت مصالح آن نمایند.

با تلاش مجدّانه و توسّل به دعا و مناجات و به استعانت عنایات الهی، هر فرد می‌تواند در این مسیر یعنی تحرّی حقیقت، اظهار ایمان، و قیام به خدمت، با سرعت دلخواه خویش حرکت نماید. موقعیت‌هایی نیز ممکن است پیش آید که رعایت حکمت و ملاحظۀ مصالح امری ایجاب کند که فرد مؤمن سرعت خود را در مرحله‌ای از این مسیر، بر خلاف میل باطنی خود کاهش داده، نوع حمایت خود را مبتنی بر شرایط وقت تعیین کند.

آن عدّه از ایرانیان عزیزی که در شرایط فعلی با خلوص نیت به موهبت ایمان فائز می‌شوند باید خود را از جمله نفوسی بدانند که بهایی هستند ولی تسجیل ‌شان به عنوان عضو رسمی جامعۀ بهایی ایران بنا به مقتضیات فعلی به تعویق افتاده است. اگرچه این عزیزان در داشتن حیات بهایی و در پیروی از اصول روحانیۀ امریه از قبیل صلوه‌ی و صیام خواهند کوشید ولی نباید آنها را به انجام احکام شخصی که اعضای مسجّل جامعه بدان موظّفند مکلّف دانست مگر آنکه خود در اجرای آن به طوع و رغبت اصرار ورزند. در هر حال، حائز کمال اهمّیت است که این عزیزان از یک طرف ضرورت این ترتیبات موقّت را درک نمایند و از طرف دیگر به عنوان یک بهایی مورد قبول و احترام آن عدّه از بهاییانی که از ایمان‌ شان باخبرند قرار گیرند.

اگر این عزیزان به خاطر ایمان خود دستگیر و مورد بازجویی قرار گیرند، می‌توانند در صورت تمایل این گفته را که ممکن است در بعضی از شرایط به استخلاص ایشان کمک کند بیان دارند که "من عضو جامعۀ بهایی ایران نیستم و هر عقیده و باور درونی هم که دارم فقط به خودم مربوط است و به هیچ کس دیگر مربوط نیست." لازم به ذکر است که اظهارات محبّین جدید نیز که به استخلاص آنها انجامید باید با توجّه به این مطلب مورد استنباط قرار گیرد. در صورتی هم که این عزیزان تصمیم بگیرند دین خود را بهایی اعلان کنند و بدین ترتیب با تضییقات احتمالی فراوان رو به رو شوند، البتّه جامعۀ بین‌المللی بهایی از حقوق حقّۀ ایشان بمانند بهاییان تسجیل شده دفاع خواهد کرد. این قبیل دست‌گیری‌ها باید از طریق دوستان بهایی تسجیل شده گزارش شود.

آنچه برای کسی که ادّعای ایمان قلبی به حضرت بهاءالله را دارد قابل قبول نیست این است که حاضر شود حتّی تحت فشار و تهدید و یا به هر دلیلی دیگر، خلاف حقیقت سخن راند و یا بر علیه جامعۀ بهایی و یا افراد بهایی اقدامی نماید و یا اینکه با دشمنان امر الله در این زمینه هم‌کاری کند. چه بسیار افراد شریفی هستند که به حضرت بهاءالله ایمان ندارند (و ادّعای آن را هم نمی‌ کنند) ولی از حقوق حقّۀ بهاییان دفاع می‌کنند.

در خاتمه باید یادآور شد که تقیه در دیانت بهایی ممنوع است و هر شخصی که ادّعای ایمان به حضرت بهاءالله را دارد نمی‌تواند با وجدان راحت به آن پردازد. ولی عدم اظهار علنی ایمان (بدون ذکر هیچ مطلبی که مغایر حقیقت باشد) تقیه نیست. کسانی که به موهبت ایمان فائزند ولی به دلایل مختلف آن را علناً ابراز نمی ‌دارند می‌ توانند هنوز برای دفاع از امر مبارک و رفع شبهات مؤثّر باشند.