13 آگوست 2000 2000

تاریخ صدور پیام
13
اوت
2000
میلادی
موضوعات پیام
درباره‌ی طرز کار نظم اداری بهایی

ترجمه ‌ی متحد‌المآل دارالانشاء بیت ‌العدل اعظم
خطاب به عموم محافل روحانی ملی
و ضمیمه‌ی آن درباره‌ی نظم اداری بهایی

Persian Translation of Message of the Department of the Secretariat of the Universal House of Justice Dated August 13, 2000, and its Attachment about Bahá'í Adminsitratie Order

یاران عزیز بهایی

بیت ‌العدل اعظم مقرّر فرمودند که برای پرسش‌های متعدّد یکی از احبا در باره‌ی طرز کار نظم اداری بهایی پاسخی تهیه شود. به نظر می ‌رسد که این پاسخ قابل توجّه احبّا و محافل روحانیّه‌ی ملیّه ‌ای خواهد بود که ممکن است مخاطب چنین پرسش‌ هایی قرار گیرند.

نسخه‌ای از این نامه همراه ضمیمه‌ی آن برای هر یک از محافل ملی ارسال می‌ شود. ضمیمه‌ی این نامه رونوشت نامه ‌ایست از بیت ‌العدل اعظم که در تاریخ ٣١ می ‌١٩٨٨ به محفل روحانی ملی نیوزیلند ارسال شده است. گرچه نامه‌ی مزبور در همان زمان نیز جهت تعدادی از محافل ملی ارسال شد ولیکن بیت ‌العدل اعظم احساس می ‌نمایند که دریافت آن اکنون برای کلیه‌ی محافل ملی مفید خواهد بود.

نحوه‌ی توزیع این مدارک در بین احبای آن دیار بستگی به نظر آن محفل مقدس دارد.

با تقدیم تحیات ابدع ابهی
دفتر دار‌الانشاء

محتوی یک ضمیمه:

١٨ جولای ٢٠٠٠
یار عزیز روحانی

بیت ‌العدل اعظم الهی نامه‌ی ٣١ می‌٢٠٠٠ شما را دریافت داشتند و مقرّر فرمودند این پاسخ برایتان ارسال گردد.

پرسش شما که "در باره‌ی تعمیم و ترویج رعایت آزادی در امر بهایی چگونه باید بیندیشم؟‌" هم پاسخی ساده دارد و هم پاسخی که قدری پیچیده‌تر است‌ و بیت ‌العدل اعظم ترجیح می‌دهند که به موضوع از هر دو نظر توجّه شود.

اولاً به عنوان فردی که در طی ده‌ ها سال خدماتی شایان به جامعه‌ی خود ارزانی داشته آگاه هستید که نظم اداری بهایی جزء لایتجزای آیین حضرت بهاء‌الله است و نظامیست الهی و چنانکه حضرت ولیّ امر‌الله در توقیع "دور بهایی" می ‌فرمایند: "دارای مزایا و عناصریست که در سه حکومت عرفی شناخته شده نیز موجود است ولیکن به هیچ وجه مطابق هیچ یک از آن حکومات نبوده، از عیوب اصلیه و فطریه‌ی آنان عاری و مبرّاست. این نظم اداری بهایی حقایق سودمند‌ی را که بدون شک در آن نظام‌ها نیز موجود است به نحوی که تا‌کنون هیچ حکومت انسانی از عهده‌ی آن بر نیامده است به یکدیگر التیام و ارتباط می ‌دهد بدون آنکه حقایق خدادادی را که مبنای آن است ضایع و مهمل سازد." (ص ٨٨)

این وظیفه‌ی همیشگی بهاییان است که کوشش نمایند تا بر میزان درک و فهم خود از اصولی که نظم اداری بهایی بر آن استوار است، بیفزایند و وفاداری خود را در به کار بردن این اصول تحکیم نمایند. شک نیست که یکی از مهم‌ترین نیازهای این دوره از توسعه‌ی امر تکامل مؤسّسات ملی و محلی بهاییست. در نتیجه، اگر منظور از "تعمیم و ترویج رعایت آزادی در امر بهایی" توسعه‌ی مشارکت روز‌افزون و قبول مسئولیت از طرف افراد در امور جامعه باشد چنین عملی بسیار پر‌ارزش است و باید از کوشش‌های مستمر مؤسّسات بهایی باشد.

این پاسخی است ساده. ولیکن، اگر هدف این است که نظم اداری بهایی به منظور تطابق بیشتر با مفاهیم متداول دموکراسی سیاسی تغییر یابد، آنوقت یک سلسله از مسائل و موضوع های پیچیده‌ تر به ‌وجود می‌آید. حضرت ولی‌امرالله در توقیع "دور بهایی"، فهرستی از "شواهد و مشخصات غیر استبدادی نظم اداری بهایی و تمایل آن به روشهای دموکراتیک در اداره امور خود" را ارائه می‌ دهند، امّا این بدان مفهوم نیست که تغییر نظامی که در آثار مبارکه‌ی حضرت بهاء‌الله و حضرت عبد‌البهاء تأسیس شده و به وسیله‌ی حضرت ولی ‌امرالله توضیح و تشریح گردیده مجاز دانسته شود. چنین کوششی خواه به عنوان "تعمیم و ترویج رعایت آزادی در امر بهایی" توصیف شود یا نه، با تعالیم صریح امر متضاد خواهد بود. ملاحظه‌ی پرسش ‌های مشخصی که در نامه‌ی شما مذکور است به روشن شدن این تفاوت کمک خواهد کرد.

در بند دوم نامه خود نوشته ‌اید که استنباط می‌کنید که "نظم جهانی بهایی، لا‌اقل هشتاد درصد نظمی است حاکی از حکومتی دینی-‌اشرافی." از آنجا که نظم حضرت بهاء‌الله جزء لایتجزای آیینیست الهی که آن حضرت در مقام مظهر الهی به ما عطا فرموده‌اند، می‌توان گفت که این نظم اساساً نظمیست دینی. اما از آنجا که کاملاً عاری از طبقه‌ی روحانیون است، به هیچ وجه یک "حکومت دینی" به مفهوم متداول آن نیست.

همچنین، کیفیت حکومت اشرافی(حکومت شایسته ‌ترین افراد) که به نظر می‌رسد در امر بهایی وجود دارد کاملاً در تضاد با مفهومیست که معمولاً از این عنوان استنباط می‌ شود. بهاییان فارغ از هر نوع تبلیغات انتخاباتی و بدون هیچ گونه فشار خارجی از قبیل فشارهای اقتصادی یا نفوذ جراید و سایر وسائط خبری می‌کوشند تا اعضای مؤسّسات حاکمه‌ی خود را از افرادی انتخاب کنند که به نظرشان برای قبول این مسئولیت شایسته ‌ترند، و اعضای منتخب، خود را در مقابل خداوند و وجدان خویش مسئول می‌ دانند نه در مقابل انتخاب کنندگان خود. بدون شک شما با نظر حضرت ولیّ امر‌الله درباره‌ی روحیه و مسئولیتهای اعضای محافل که در کتاب نظم اداری بهایی آمده است آشنا هستید که می ‌فرمایند:

"وظائف افرادی که آزادانه و به حکم وجدان به وسیله احبا به عنوان نمایندگان آنان انتخاب شده‌اند کمتر از وظایف انتخاب کنندگانشان حیاتی و حائز اهمیت نیست. کار اعضای محفل روحانی فرمان دادن نیست بلکه مشورت کردن است، آن هم نه فقط در بین خودشان، بلکه تا حد امکان با احبّایی که آنان را برگزیده‌اند. یعنی باید خود را فقط به مثابه‌ی وسائل و ابزار منتخبی بدانند که به بهترین و محترمانه‌ ترین وجه معرف امرالهی باشند و نباید هرگز به خود اجازه دهند که گمان کنند مهم‌ترین زیور بر اندام امر مبارکند و ذاتاً از لحاظ استعداد یا امتیاز از دیگران برترند و تنها مروّجان تعالیم و اصول آن هستند. باید در کمال خضوع و خشوع به وظیفه‌ی خود بنگرند و سعی نمایند با سعه‌ی فکر و رعایت کامل عدالت و وظیفه ‌شناسی و با صراحت کلام و فروتنی، تمام همّ خود را صرف رفاه و مصالح احباء، امر مبارک و جامعه‌ی بشری نمایند تا علاوه بر جلب اعتماد و پشتیبانی واقعی و احترام، مورد محبت و قدرشناسی کسانی قرار گیرند که به آنان خدمت می‌کنند. در مشاوراتشان همواره باید از انحصار طلبی و ایجاد محیط سرّی ابا کنند و از ابراز تحکم و تعصب و اهواء شخصی دوری جویند. باید به نحو مقتضی و با اعتماد و اطمینان به افراد احبا آنان را با نقشه‌ها و برنامه‌هایی که دارند آشنا کنند و مسائل و نگرانیهای خود را با آنان در میان نهند و نظر مشورتی آنان را جویا شوند و هنگامی که لازم می‌شود تصمیمی اخذ نمایند باید پس از مشورتی صمیمانه و خالی از هر گونه تعصب و اغراض خصوصی و پس از مناجات و توسل به حق، رأی خود را در نهایت اشتیاق و اطمینان خاطر و با جرئت کامل ابراز دارند و سپس تسلیم نظر اکثریت شوند، که به فرموده‌ی حضرت عبد‌البهاء ندای حق است و نباید هرگز مورد اعتراض قرار بگیرد و باید با تمام وجود به مورد اجرا گذاشته شود. به این نداست که احبا باید از دل و جان جواب گویند و آن را تنها وسیله‌ی صیانت و پیشرفت امر بدانند."‌(ترجمه)

همان طور که در بالا اشاره شد، روشی که بواسطه‌ی آن احبّاء به عضویت مؤسّسات امری انتخاب می‌شوند دموکراتیک است و البته به مراتب از روش انتخاباتی بسیاری از مجالس مقننه بیشتر دموکراتیک و موافق با رعایت آزادیست. نحوه‌ی انتخابات بهایی کاملاً فارغ از فشارها و داد و ستدهای احزاب و دسته‌ها و اعمال نفوذ افراد ذینفع است. هر فرد رأی‌دهنده در انتخاب فرد مورد نظر خویش کاملاً آزاد است.

این روزها حتی در بهترین دموکراسیها، انگیزه‌ی محرک در انتخابات بدست آوردن قدرتی است که فرد سیاسی را قادر می‌ سازد تا برنامه‌ی مورد نظر خود را پیش برد و در نتیجه انتخابات به مسابقه‌ای تبدیل می‌شود که در آن نامزدهای انتخاباتی که برای خود تبلیغ می‌کنند یا "می‌برند" و یا "می‌بازند." به انتخاب کنندگان به عنوان توده‌ای از مردم نگریسته می‌شود که تحت تأثیر سخن پردازیها و انواع تبلیغات، تغییر عقیده می ‌دهند. در حالی که در نظام بهایی رأی دهندگان قدرت فعال هستند و آنچه آنان را به دادن رأی بر‌می‌ انگیزد انتخاب افرادی است که به بهترین وجهی بتوانند به مؤسّسات مورد نظر خدمت کنند. افرادی که انتخاب می‌شوند جز آنکه مانند سایرین به ابداء رأی می ‌پردازند در جریان انتخابات دخالت دیگری ندارند. و نتیجه‌ی انتخابات را به عنوان وظیفه‌ی خدمت به جامعه تلقی می‌کنند. به گفته‌ی دیگر این دو سیستم در خصوصیت اصلی خود متفاوت ‌اند: یکی در پی دستیابی به قدرت است و دیگری وظیفه‌ی خدمت‌ کردن را می‌پذیرد.

شما چند مطلب را به عنوان اصول و ارزشهای مهم دموکراتیک ذکر کرده‌اید. از جمله عدم پنهان کاری، و جواب‌گویی در قبال مسؤولیت و آزادی مطبوعات و بحث انتقادی. در این مورد هم همان گونه که مبنای نظام بهایی مبتنی بر روحیه‌ای است که با آنچه بر سیستمهای دموکراتیک حاکم است تفاوت دارد، روشهای به کار‌بستن این اصول و طرز تلقی و رفتار افراد دست‌اندر کار نیز متفاوت است.

به طور کلی می‌توان گفت که دموکراسیهای جدید در نتیجه‌ی کوشش‌ هایی برای محدود کردن قدرت سلطنتهای مطلقه و استبدادی یا بعضی طبقات حاکمه برقرار شده‌اند. این ممکن است در طول چند قرن به تدریج اتفاق افتاده باشد یا نتیجه‌ی مجموعه‌ای از انقلابات پرجنب و جوش باشد. به این ترتیب حتی هنگامی که قوانین اساسی و ساختارهای دموکراتیک بر‌قرار می‌شوند هنوز شک و تردیدی نسبت به اختیارات قوه‌ی حاکمه و تنشی میان میزان آزادی که به افراد جامعه داده می ‌شود از یک سو و تحمیل مقرّرات عمومی لازم برای دفاع از حق ضعفا در مقابل رفتارهای خودخواهانه‌ی افراد قدرتمند، باقی می‌ماند. در نتیجه عدم پنهانکاری، جوابگویی، آزادی مطبوعات و بحثهای انتقادی با روحیه‌ی جانبداری در‌می‌آمیزد و به تجاوز بیرحمانه به زندگانی خصوصی، انتشار تهمتهای بی ‌پایه، غلو در عدم اطمینان و سوء استفاده از رسانه‌های خبری در جهت تأمین اغراض خصوصی تنزل می‌ یابد. واکنش کسانی که مایلند از خود در مقابل این ‌گونه به خطا رفتن نظام اداری دفاع کنند رفتارهای مرموز، پنهان‌کردن واقعیتهای نا‌ مطلوب و استفاده‌ های انتقام‌ جویانه از رسانه‌ها را ایجاب‌ می ‌کند که به نوبه‌ی خود بوجود آورنده‌ی عدم هماهنگی در بافت اجتماع است.

بخلاف این طرح‌های تشکیلاتی که زاییده‌ی خصومت های سنتی است، نظام بهایی بر اساس ایجاد سازمانی اداری که مبنایی الهی دارد از طریق یادگیری و حقیقت‌ جویی متقابل متّکی به آرمانهای اتحاد و اتفاق و هماهنگی و وفاق و عدالت و گوناگونی اعضاء و شکیبایی و تحمّل عمل می‌ نماید. چنانکه قبلاً اشاره شد در این سیستم از عنصر قدرت طلبی نشانی نیست. از همه‌ی اعضای جامعه‌ی بهایی انتظار می ‌رود در هر مقامی که به طور موقت در تشکیلات دارند خود را در جریانی که متضمن یادگیری است ملاحظه نمایند که در آن برای درک و به کار‌بستن قوانین و اصول امری کوشش می‌ کنند. به عنوان بخشی از این جریان، محافل تشویق شده‌اند که پیوسته امیدها و افکار خود و اخبار تحولات و موفقیتها را با اعضای جامعه در‌میان بگذارند و از آنها نظر‌خواهی کنند و پشتیبانی بخواهند. البته در‌باره‌ی مطالبی مانند اشکالات فردی که مؤمنین برای راهنمایی با محفل مطرح می‌کنند یا مقدار تبرعاتی که به صندوقهای امری تقدیم می‌دارند، محافل کاملاً مراتب راز‌داری را مراعات می‌دارند.

مانند هر سیستم حکومتی عادلانه موازنه‌ی بین دو قطب باید همیشه مراعات گردد. در این مورد بیان حضرت ولی امرالله را در کتاب "نظم اداری بهایی" یاد‌آور می‌شویم که می ‌فرمایند: "باید همواره به خاطر داشت که نکته‌ی اساسی در امرالهی اقتدار مستبدانه نیست بلکه دوستی همراه با فروتنیست، قدرت استبدادی نیست، بلکه روحیه‌ی مشورتی صادقانه و محبت ‌آمیز است. هیچ چیز جز روحیه‌ی یک بهایی واقعی نمی‌ تواند این امید را بدهد که بتوان اصول شفقت را با عدالت، آزادی را با اطاعت، مقدس بودن حق فرد را با از خود گذشتگی در‌آمیخت و هوشیاری، بصیرت و تدبیر را با رفاقت، صراحت بیان و شجاعت آشتی داد."‌(ترجمه)

هر بار که در جامعه بهایی به عملی غلط بر‌می‌خوریم، می‌بینیم که آن عمل در نتیجه‌ی عدم پیروی صحیح از مقرّرات، اصول و روشهایی رخ‌ داده است که در نصوص بهایی وجود دارد. بر‌طرف کردن این گونه کمبودها بخشی از جریان یادگیری است که شامل همه‌ی بهاییان می‌شود. هدف دائمی تشکیلات در جامعه‌ی بهایی باید این باشد که خواه از طریق مدارس تابستانی و مؤسّسات آموزشی، یا ضیافتهای نوزده ‌روزه و کانونشنهای ملی و خواه از راه ارتباطهای روزمره ما‌بین احبا، افراد بهایی را قادر سازند تا بیاموزند که چگونه می ‌توانند با تزیید دانش و بینش خود از امر و افزایش مراعات حکمت و یگانگی و ثمر‌بخش بودن، زندگانی خود را با تعالیم حضرت بهاء‌الله وفق دهند.

گذشته از این، علاوه‌ بر محافل روحانی، نظم اداری بهایی شامل مؤسّسه‌ی هیئتهای قاره‌ای مشاوران و معاونان آنان نیز می ‌باشد. هدف اقدامات آنان در مورد افراد، جامعه و تشکیلات این است که کمک نمایند تا روحیه‌ی امری محفوظ ماند و تشکیلات اداری را راهنمایی و یاری کنند تا به هدف عالی خود که حضرت بهاء‌الله و حضرت عبدالبهاء در برابرشان قرار داده ‌اند برسند. چنانکه بیت ‌العدل اعظم در پیام ٢٤ آوریل ١٩٧٢ نگاشته‌اند: "وجود مؤسّساتی در مقامی چنین عالی، متشکل از افرادی که ایفا ‌کنندگان نقشی چنین حیاتی هستند در حالی که هیچ قدرت قانونگذاری، اداری و قضایی ندارند و کاملاً عاری از وظائف کهانت و روحانیت یا حق تأویل و تعبیر هستند، از خصوصیات اداری بهاییست که مشابهی در هیچ‌ یک از ادیان گذشته ندارد."‌(ترجمه) سپس بیت ‌العدل اعظم توضیح می‌دهند که فقط در اثر رشد جامعه بهایی و افزایش قدرت تعقل بهاییان در‌باره‌ی ساختار اداری آن، بدون این که تحت تأثیر مفاهیم گذشته باشند، اتکاء متقابل این دو جناح نظم اداری به یکدیگر کاملاَ مفهوم پیدا خواهد کرد و ارزش همکاری آنان شناخته خواهد شد.

دو مطلب دیگری که مطرح کرده بودید نیز شایان توجّه است. انتخاب مستقیم مؤسّسات عمده یک جامعه به زحمت می‌تواند یک اصل قابل ملاحظه‌ی دموکراتیک به شمار آید. مثلاً در ایالات متحده‌ی امریکا، رییس جمهور بوسیله یک گروه انتخاباتی متشکل از افرادی که در انتخابات ایالتی برگزیده شده‌اند، انتخاب می‌شود. در بعضی از کشورهای دیگر رییس جمهور بوسیله‌ی مجلس انتخاب می‌شود و نه به وسیله‌ی مردم. در هر حال، چه انتخابات مستقیم یک اصل دموکراتیک شناخته شود چه نشود، در آیین بهایی نمی‌تواند مورد استفاده قرار گیرد زیرا در نصوص مقدسه‌ی بهایی آمده است که انتخاب بیت ‌العدل اعظم باید در سه مرحله انجام گیرد و محافل روحانی ملی نتیجه‌ی انتخابات دو مرحله ‌ای باشند.

سر‌انجام، مسئله‌ی منحصر بودن عضویت بیت ‌العدل اعظم به مردان مطرح شده است. همچنانکه حضرت عبد‌البهاء و حضرت ولیّ امر‌الله هر دو بیان فرموده‌اند این نیز از مقرّراتی است که در نصوص مقدسه‌ی بهایی پیش‌بینی شده است. به این موضوع نیز باید در پرتو اصل مذکور در قبل نگریست که انتخاب شدن در تشکیلات بهایی باید به عنوان احضار به خدمت تلقی شود و نه ارتقاء به مقام قدرت. قابل توجّه است که بیت ‌العدل اعظم خود تصریح نموده‌اند که انحصار عضویت بیت ‌العدل اعظم به رجال نباید به این عنوان تلقی شود که مردان ارجح از زنان هستند یا اصل تساوی زن و مرد معتبر نیست. چنانکه می‌دانید یکی از وظایف بیت ‌العدل تضمین بر‌قراری تساوی زن و مرد است و بدون شک آگاه هستید که با چه شوقی بهاییان آن را به مورد اجرا می‌گذارند. درباره این موضوع مشروحاً در نامه‌ی مورخ ٣١ می‌١٩٨٨ به محفل روحانی بهاییان نیوزیلند توضیحاتی داده شده که نسخه‌ای از آن، برای اطلاع شما به ضمیمه‌ی این نامه ارسال می‌گردد.

بیت ‌العدل اعظم امیدوارند که این توضیحات شما را در بر‌طرف کردن ابهاماتی که طبق گفته خود شما باعث نگرانی شده است، یاری کند.

با تحیات ابدع ابهی
دفتر دارالانشاء